دزد دین

نوشته شده توسط:علی اکبر علیزاده | ۰ دیدگاه
اولین سری داستانهای کوتاه  دزد دین که نیستم ! روزی شخصی در راهی بسته ای یافت که در آنها چیزهای گرانبها بود و آیه الکرسی هم پیوست آن بود. آن فرد صاحب بسته را یافت و بسته را به صاحبش داد . او را گفتند چرا این همه مال را از دست دادی؟ گفت: صاحب مال عقیده داشت که این آیه مال او را  از دزد نگاه میدارد...